اهداف

امروز درمورد اهداف مطالعه می‌کردم. اهداف رو باید با کاوش ذهنی پیدا کرد. یکی از ره‌های کاوش ذهن، نوشتن است. حداقل 30 دقیقه باید وقت بگذاریم و بنویسیم. 30 دقیقه حداقل وقتی است که ما می‌توانیم در یک روز صرف

توجه ما سمت چیست؟

فصل بعدی کتاب یادداشت‌های یک دوست را که ورق می‌زدم، نویسنده از توجه می‌گفت. به نظر من بخش اعتقادات که دیروز درموردش صحبت کردیم، بیشتر به سمت افکار و باورهای ما در حرکت است اما بخش توجه، به مواردی تاکید

ما به چه چیزی اعتقاد داریم؟

این یکی دو هفته کارم شده وقت دزدیدن برای اینکه بتوانم دقیقه‌ای کتاب بخوانم. کتابی که این روزها ورق می‌ز‌نم، کتاب یادداشت‌های یک دوست، از انتونی رابینز است. تصمیم گرفتم با خواند هر فصل مطلبی را در سایتم بارگذاری کنم

ما درحال انجام چه کاری هستیم؟

ما دائم در حال تصمیم‌گیری هستیم. اینکه صبح زود از خواب بیدار شویم یا نه. اینکه به ارزهایمان و رسیدن به آنها فکر کنیم یا سرکوبشان کنیم. تصمیم بگیرم روزمان را شاد شروع کنیم یا با عصبانیت. اینکه مهربان باشیم

برای اینکه حالم خوب شه باید چیکار کنم؟

این سوالی است که روزی هزار بار از خودم می‌پرسم، یا حداقل در تمام مکالماتم با ادم‌ها به این می‌رسم که هرکی به نحوی دنبال این است که حالش خوب باشد. هر ادمی ممکن است خسته بشود. دلش نخواهد زندگی

آیا افکار را باید نوشت؟

افکارم را روی کاغذ می‌نویسم تا بتوانم کالبد شکافی‌اشان کنم. برای اینکه بتوان افکار را کنترل کرد، تنها راهی که به ذهنم می‌رسد کالبد شکافی افکار با نوشتن است. افکار روی سلول سلول مغز تاثیر می‌گذارند. اینها را تجربی می‌گویم.

شبیه هم بودن

هیچ کس شبیه شما نیست و زمانی این موضوع را درک می‌کنید اینده شما تغییر می‌کند. پیتر ووگو بیشتر وقت‌ها ما ادم‌ها میان خودمان و دیگران به دنبال شباهت‌هایی می‌گردیم که پیدا کردن این شباهت‌ها باعث می‌شود دست دوستی به

CLOSE
CLOSE