به منظره بیرون از پنجره نگاه می‌کنم…

یک نویسنده علاوه بر اینکه باید بنویسد و بخواند برای اینکه نوشته‌هایش زنده‌تر شوند، نیازمند انجام کاری دیگر است. دیدن و نگاه کردن. وقتی چشم را به دیدن جزئیات عادت بدهیم می‌توانیم تک تک ان جزئیات را در ذهنمان تجزیه

گاهی خالی از هر چیزی می‌شوم هر چیزی که…

  گاهی خالی از هر فکر، خالی از هر احساسی می‌شوم. گاهی فقط یک گوشه می‌نشینم و به خودم فکر می‌کنم. به انچه که می‌خواهم باشم. به انچه که از ان فاصله دارم. به حرف‌هایی که باید بزنم. به جاهایی

برنامه من

چالش بزرگ زندگی من اینه که برنامه‌هام رو طوری بچینم که به تموم کارهام برسم. کارهایی که اکنون برای من الویت هستند: پیدا کردن موضوع پایان‌نامه نوشتن مقاله برای سایت دوست داشتنیم خواندن زبان اپدیت کردن اینستاگرام حداقل 2 روز

مهم روز جمعه 19 بهمن1400

این بتوانی احساساتت را کنترل کنی تا اسیبی بهت نزنند یک موفقیت است. در روزهای اینده بیشتر درمورد کنترل احساسات حرف می‌زنم. فعلا تنها راهکاری که می‌توانم اینجا به شما بگویم این است که ابتدا نفس عمیقی بکشید و بعد

چه آهنگی دوست داری؟

من عاشق نوشتن اهنگ‌هایی‌ام که معنی‌شون رو نمی‌فهمم. هم کره‌ای و هم انگلیسی. مثل یه رمز گشاییه یا اینکه بعد از اینکه معنی می‌کنی با خودت می‌گی اهان اینجاش این رو می‌گفت. خیلی لذت بخشه یه تفریح مفیده به نظرم.