اگر سالها پیش کسی به من میگفت روزی خواهد رسید که ماشینها نه تنها دادهها را دستهبندی میکنند، بلکه لحن کلمات، جریان فکر و بازتاب ذهن انسان را شبیهسازی میکنند، شاید باور نمیکردم.
سالها پیش، پیش از آنکه راهروهای کتابخانه پناهگاه من شود، دنیای دیگری داشتم؛ خبرنگار روزنامهای بودم در اوایل دهه ۲۰۰۰. دنیای ما وزن داشت، بو داشت؛ بوی تند جوهر روی کاغذهای ارزانقیمت، صدای خشخش ورق زدن در سکوت تحریریه و هیجان نفسگیر ثبت یک حقیقت روی کاغذِ مکتوب. یک روز مدیران روزنامه همهمان را جمع کردند تا خبری را بدهند که به سانِ یک زلزله بود: *«سایت اینترنتی روزنامه راهاندازی شد!»*
آنها با اشتیاق از سرعت وبسایت میگفتند؛ از اینکه دیگر نیازی به انتظار برای چاپ نیست، فضا نامحدود است و خبر در آن واحد به دست همه میرسد. پایان آن داستان برای روزنامه ما تلخ بود؛ سنتِ مکتوب زیر چرخدندههای سرعتِ دیجیتال له شد و من فهمیدم که نهادها، هرچقدر هم که ریشهدار به نظر برسند، روزی در برابر طوفانِ تغییر شکننده میشوند.
امروز که شماره مارس ۲۰۲۶ مجله «فناوری اطلاعات و کتابخانهها» (ITAL) را ورق میزدم، مقالهای از جرمایا رود (Jeremiah Rood) با عنوان «رهبری کتابدار در عصر هوش مصنوعی» نظرم را جلب کرد. او دقیقاً از همین دلهره حرف میزند؛ از اینکه چطور جهان دوباره در زیر پای ما کتابداران در حال جابهجا شدن است. اما این بار، بحران فقط یک ابزار جدید نیست؛ بحرانِ «معنا» و «اصالت» است.
توهمِ بیخطای تکنولوژی و پناهگاهِ کتابخانهها
ما کتابداران به تغییر عادت داریم. از گذارِ سنتیِ کاتالوگهای کارتچوبی به موتورهای جستجو و اینترنت گذر کردهایم. اما هوش مصنوعیِ مولد جنسِ دیگری از دگرگونی است. همانطور که در مقاله به نقل از کارشناسان آمده، این فناوری «کفِ توقعات است نه سقفِ آن». ما با سیستمی طرف هستیم که فرهنگ و زبان را تخت، یکنواخت و همگن میکند.
وقتی همهچیز با چند خط پرامپت (دستور متنی) تولید شود، خطر این است که جامعه به سوی نوعی تنبلیِ فکری و مسخشدگیِ فرهنگی برود. هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را جابهجا کند، اما نمیتواند «رنجِ دانستن» یا «لذتِ کشفِ تدریجیِ یک حقیقت» را بفهمد.
اینجاست که نویسنده مقاله دو تصویرِ متضاد را پیش روی ما میگذارد؛ دو راهیِ سختی که هر کتابداری باید به آن بیناندیشد:
- نگاه مشارکتی (Human-Robot Partnership): دیدگاهی که مککینزی و خوشبینها روایت میکنند؛ اینکه تکنولوژی ابزاری است برای بازسازی جریان کار، ارتقای بهرهوری و ساختن یک شراکت جدید. در این نگاه، کتابدار باید سواد دیجیتال خود را بالا ببرد و از این ابزار برای خدمتِ بهتر استفاده کند.
- نگاه مقاومتگرایانه (The Resistance): دیدگاهی عمیقاً منتقدانه که هشدار میدهد سیستمهای فعلی هوش مصنوعی در حال تخریبِ ریشههای مؤسسات مدنی و از بین بردن ارتباطات واقعی انسانی هستند. از این منظر، تسلیمِ مطلق شدن یعنی پذیرش مرگِ تفکرِ اصیل و فرسایشِ پیوندهای اجتماعی. مقاومت یعنی چنگ زدن به «شلوغی، نقص و زیباییِ ذاتِ انسانی».
ما در این میان چه رسالتی داریم؟
من به عنوان کسی که روزی با جوهرِ کاغذ زیسته و امروز در میان قفسههای کتابخانه به دنبال نجاتِ اندیشه است، معتقدم حقیقت نه در انجمادِ سنتگرایی است و نه در تسلیم شدن به افسونِ ماشین.
وظیفه ما به عنوان کتابدار در سال ۲۰۲۶ این نیست که در برابر تکنولوژی سنگر بگیریم یا بالعکس، تسلیمِ سرعتِ بیروحِ آن شویم. رسالت عمیق ما این است که نگهبانان حافظه و اصالتِ انسانی بمانیم. هوش مصنوعی متن میسازد، اما معنا نمیآفریند. اطلاعات تولید میکند، اما خرد و همدلی به ارمغان نمیآورد.
اگر عصرِ پیش رو قرار است دورانِ انباشتِ محتواهای تکراری و بیاصالت باشد، کتابخانهها باید دقیقاً نقطهٔ مقابل آن بایستند؛ پناهگاهی برای مکث کردن، برای خواندنِ عمیق، برای پرسشگری و برای تجربه کردنِ داستانی که دستِ یک انسان پشتِ آن لرزیده است.
ما برای گذر از این طوفان، به همان ترکیبِ کمیابی نیاز داریم که جرمایا رود در پایان مقاله از آن یاد میکند: آمیزهای از خلاقیتِ بیدار و شفقتِ عمیق. چون تا زمانی که انسانهایی روی این زمین هستند که تشنه واژههای واقعی و فهمِ عمیقاند، کتابخانهها زنده خواهند ماند.
از مقاله: https://ital.corejournals.org/index.php/ital/article/view/17659/11970
